مردم سرنوشت خود را به دست بگیرید

 

 

مردم، انتخابات حق شماست،

نمایش 22 خرداد که در آن شما را به تائید یکی از چهار نماینده انتخابی شورای نگهبان فراخواندند، انتخابات نبود. انتخابات، یعنی رای‌گیری که در آن همه مردم حق کاندید شدن داشته باشند و هر کس حق داشته باشد به کاندیدای مورد نظر خود رای دهد. به این سرکوب دولتی، یعنی صلب حق کاندید شدن و انتخابات آزاد، با مبارزات خود پایان دهید.

 

مردم،

زندگی بهتر و در خور انسان را تنها به دست خود و بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی می‌توانید بسازید. حالا که برای به دست گرفتن سرنوشت خود بر‌خواسته‌اید، به هیچ نوع عقب نشینی رژیم رضایت ندهید. نگذارید از شما هم مثل نسل سی سال پیش برای به قدرت رسیدن جریان و یا افرادی که ربطی به منافع شما ندارند، استفاده شود. به اعتراضات خود با شعارهایی که ریشه در منافع خودتان دارد، ادامه دهید - چرا که:

- آزادی حق شماست؛ شادی حق شماست.

- داشتن کار حق شماست؛ اگر دولت قادر به ایجاد کار نیست، بیمه بیکاری و یک زندگی انسانی حق شماست. شما کمتر از یک انسان اروپائی نیستید که اگر دولتش نمی‌تواند کار برایش ایجاد کند، از گرسنگی نمیرد و یا دست به خودکشی نزند!

- درمان مجانی حق شماست. در دنیای متمدنی که به اندازه ایران ثروتمند نیست، همه مردم از درمان رایگان برخوردارند. چرا شما باید زندگی‌تان را بفروشید که فرزند بیمارتان را از مرگ نجات دهید؟

- آزادی بیان، تشکل، اعتراض، پوشش و انتخاب شیوه زندگی حق شماست.

موسوی و یا هر فرد دیگری در چهارچوب جمهوری اسلامی قادر نخواهد بود این حقوق اولیه شما را تامین کند. نه بدلیل اینکه موسوی یار و همراه امام بود و سی سال گذشته در کنار احمدی نژاد و کروبی و خامنه‌ای و رفسنجانی و بقیه سران رژیم، مشغول سرکوب اولیه‌ترین خواسته‌های شما بود. نه بخاطر اینکه موسوی نخست وزیر سالهای 60 تا 68 بود، که بیشترین کشتار و شکنجه آزادی‌خواهان در ایران صورت گرفت. بلکه به این دلیل که این نظام بر مبنای بی‌حقوقی مردم و قدرت مطلق ‌حاکمان شکل گرفته است. تاریخ را بیاموزید و از آن درس بگیرید - تاریخی که جمهوری اسلامی به واسطه سرکوب آزادی بیان، نگذاشت شما به آن دسترسی داشته باشید. تاریخ پدر و مادرانتان را می‌گویم که توسط مجموعه این رژیم سرکوب شدند و در خاوران‌ها خفته‌اند.

 

جوانانی که امروز شور حق‌خواهی شما را به خیابان کشانده،

بارها پدر و مادر خود را به دلیل حمایت‌ آنها از خمینی سرزنش کرده‌اید – اینکه آنها در ایجاد این شرایط نقش داشتند - شرایطی که در آن شما هیچ سهمی از آزادی، خوشی و حقوق اولیه انسانی نداشته باشید. اشتباه آنها را تکرار نکنید. ایران تشنه سکولاریسم است و مهر آن در دست شماست.

 

مردم،

کاملا پیداست که شما به دلیل سوء استفاده رژیم از رای‌تان به میدان آمده و خشمی را که از پس نداشتن یک زندگی انسانی در شما جمع شده بیرون می‌ریزید. شما مبارزه‌ای را برای احقاق یکی از حقوق خود، یعنی حق رای شروع کرده‌اید، که دو نکته اساسی در آن نهفته است: یکی اینکه جمهوری اسلامی هیچ ارزشی برای رای و نظر شما قائل نیست و شما تنها با سرنگونی‌ رژیم قادر خواهید بود همه حقوق انسانی خود، از جمله حق رای‌ را بدست آورید. دیگر اینکه مبارزه‌ای را علیه رژیم شروع کرده‌اید که می‌تواند سرنوشت ساز باشد و مهم این است که در این مبارزه شما کمترین لطمه را متحمل شده و بیشترین سود را ببرید. از اینرو باید:

- هر چه زودتر متشکل شوید. در کارخانه و محله، شورا و یا هر تشکلی که بتواند اهداف‌تان را پیش ببرد، ایجاد کنید. تشکل نماد قدرت شماست، به همین دلیل تمام این سالها رژیم از اعدام و شکنجه استفاده کرد که مانع متشکل شدن شما شود. حالا زمان آن فرا رسیده که تشکل یعنی ابزار مبارزه خود را بسازید، این فرصت را از دست ندهید.

- خواست‌هایتان را روشن کنید.

- شعارهای خودتان را سر دهید. شعار الله و اکبر را با شعار آزادی و برابری جایگزین کنید. چرا که شعار الله و اکبر، شعار سرکوب مردم توسط اسلامی‌ها بوده و خواهد بود.  

- رهبران‌تان را در جریان مبارزه پیدا کنید. با انتخاب نماینده‌های خود، چشم از بالا بردارید و به نیروی خود اتکا کنید. جنایتکاران درون و بیرون رژیم را از صف خود طرد کنید.

- در وحشت از سازماندهی مبارزات شما، رژیم تلفن و انترنت را قطع کرده است. این دیوار سکوت تحمیلی را با روزنامه و شب‌نامه، در هم بشکنید.  

- خواهان لغو حکم اعدام شوید.  

- خواهان آزادی زندانیان سیاسی شوید.

- در تظاهراتها، نگذارید که همرزمان‌تان را دستگیر کنند.

- تظاهراتها را محل سخنرانی و تبادل نظر کنید. تجربیات‌تان را با هم در میان بگذارید. آزادی بیان را در عمل به رژیم تحمیل کنید. در خیابان‌ها که امروز نقش مدرسه مبارزه‌ را یافته است، بمانید.

- گارد حفاظت از تظاهرات تشکیل دهید. گارد حفاظت از محله تشکیل دهید.

- گارد حفاظت از خواب‌گاههای دانشگاهها را تشکیل دهید و اجازه ندهید که مثل چند روز گذشته دانشجویان را سلاخی و یا دستگیر کنند. 

- در تظاهراتها بعنوان سمبل آزادی‌خواهی و برابری‌طلبی زن و مرد، روسری سر نکنید.

- پلاکاردهای مبنی بر حقوق خود را جایگزین پارچه‌های سبز کنید. در سی سال گذشته رنگ سبز، پرچم سپاه پاسداران و سمبل سرکوب شما بوده است.

- خواهان جدایی مذهب از دولت و سیاست باشید.

 

مردم،

نه اختلاف جناح‌های رژیم و نه مبارزات شما علیه رژیم، بخاطر تقلب می‌باشد! هر یک از جناح‌های رژیم در پی قدرت هستند، برای همین و برای حفظ رژیم حاضر نیستند همه تقلب‌ها، دزدی‌ها و جنایات یکدیگر را افشا کنند. با روش قطره‌چکانی و تنها برای عقب نشاندن رقیب، اطلاعات خود را رو می‌کنند.

شما هم برای قدرت‌گیری موسوی بیرون نیامده‌اید، وگرنه به خواست او مبنی بر شکایت قانونی و تظاهرات مسالمت‌آمیز گوش می‌دادید. این شرایط بهانه‌ای برای شما آفریده تا بغض فروخورده سراسر زندگی‌تان را بر خیابانها و بر سر مسئولین و نیروهای انتظامی‌ بپاشید. با عقب نشینی رژیم در مورد نتیجه انتخابات، بخشی که خواهان حفظ رژیم هستند از شما خواهند خواست که به خانه‌هایتان برگردید - تا همانطور که نسل پدر و مادرانتان را بعد از قدرت‌گیری خمینی سرکوب کردند، شما را هم سرکوب کنند. چرا که آنها از آزادی و تقسیم ثروت جامعه می‌ترسند. از آمدن نان بر سر سفره‌ شما که ابتدائی‌ترین حق شماست، می‌ترسند.

 

مردم،

تنها در مرگ جمهوری اسلامی قادر خواهید بود حق رای خود را بدست آورید.

 

در صبح سرنگونی جمهوری اسلامی،

 

- اعلام انتخابات آزاد کنید. تنها در چنان شرایطی که همه مردم حق کاندید شدن و تبلیغ برای خود و یا کاندیدای مورد علاقه خود را دارند، می‌توان امیدوار بود که نمایندگان مردم انتخاب خواهند شد. البته نه برای چاپیدن، بلکه برای پیشبرد منافع مردم!

 

- آنروز دور نیست. البته اگر اجازه ندهید مبارزات‌ شما را با کشاندن‌تان به زیر پرچم دشمن‌، مثل سال 1357 مصادره کنند.

 

زنده باد آزادی، زنده باد برابری

 

نسرین پرواز، 27 خرداد 1388