اعتراف یعنی
شکنجه
اوايل
دههی ٦٠ که
لاجوردى بر
اوين حکومت مىکرد، گاهى براى
خراب کردن
زندانيان،
با زور شکنجه
يا با وعدهی
آزادى، آنها
را به پاى
نمايش اعتراف
مىکشاند.
زندانيان را بهبهانهی
بازجويى صدا
مىکردند،
ولى براى
تماشاى آن
اعترافات به
حسينه مىبردند.
يک شب، حسين روحانى
را براى
اعتراف نزد
زندانيان،
به حسينيهی
اوين آورده
بودند.
گفت: «ما اشتباه
کرديم. مىبايست
از جمهورى
اسلامى دفاع
مىکرديم.»
گفت که
مارکسيست است، ولى همان
موضع
اکثريتىها
را دربرابر رژيم
گرفته بود.
وسط حرفهاى روحانى، زنى از میان جمعيت
زندانيانى که
بهزور به
حسينيه آورده
بودند، برخاست.
خودش را منيژه
هدائى معرفى
کرد. منيژه بىباکانه
عليه رژيم و
دفاعيات
روحانى از
رژيم صحبت کرد. زندانيان که
از آنهمه
جرأت و
شهامت او به
هيجان آمده
بودند، با
لبخندى گنگ و
چشمانى پر از
تحسين، او را
نگريسته
بودند.
آنشب، با حرفهاى
منيژه، حسين
روحانى
دگرگون شد و
در همان لحظه
گفت: «منيژه
درست مىگويد. من اشتباه
کردم و جمهورى
اسلامى
جنايتکار است.»
زندانيان
مات و مبهوت
لاجوردى را
نگاه مىکردند
که جا خورده
بود.
لاجوردى
سريع خودش را جمع
کرد و خندان گفت: «مىبينيد،
اين است وضعيت
رهبرانتان
که به اين
راحتى تغيير
موضع مىدهند.» بعد، عليه
کمونيستها
و اينکه
دمدمىمزاجاند،
حرف زد و گفت: «روحانى تا
نيمساعت پيش
داشت از
جمهورى
اسلامى دفاع
مىکرد.
در عرض يک
دقيقه، نظرش
تغيير کرد.»
مىخواست
اين واقعيت را
کتمان کند که
اعتراف روحانى
هم مثل بقيهی اعترافها، تنها
نمايش قدرت
رژيم بود که زندانیان
با
فشار به انجام آن وادار میشدند. قبل از آنکه روحانى
اعترافاتش را
شروع کرده
باشد و با حرفهاى منيژه
تغييرنظر
دهد، لاجوردى
گفته بود که
روحانى به
نظرات تازهاى
رسيده و خودش
خواسته که اينجا صحبت کند. اما رفتار
و گفتار
شجاعانهی
منيژه که همه
مىدانستند بهخاطرش
شکنجه خواهد
شد، دروغ بودن
نمايش
لاجوردى را
ثابت کرد؛
وگرنه روحانى
بهجاى تأئيد حرفهاى
منيژه، عليه
او حرف مىزد،
نه عليه رژيم.
آنشب، منیژه هدائی با نقش
شجاعانهای
که بازی کرد،
این واقعیت را
به نمایش
گذاشت که
اعتراف یعنی
شکنجه! نشان داد که
اگر شکنجه
نبود،
اعترافی نیز
نبود.
چند روز
بعد،
روحانى را
دوباره به
حسينيه
آوردند تا اينبار، فقط
در دفاع از
جمهورى
اسلامى حرف
بزند. سپس،
قبل از آنکه
اعدامش کنند، او را باز به
حسينيه
آوردند تا بگويد
مسلمان شده
است. وقتى تشخیص دادند
اعترافاتش بهاندازهی
کافى به درد
رژيم مىخورد،
مصاحبهاش را
از تلويزيون
پخش کردند.